تبلیغات
مطالب اینترنتی - مطالب تیر 1396

آفات رژیم لاغریچگونه اعتیاد به وزن کردن را ترک کردم؟

نویسنده :نویسنده
تاریخ:یکشنبه 18 تیر 1396-06:07 ق.ظ

آفات رژیم لاغری چگونه اعتیاد به وزن کردن را ترک کردم

تا جایی که به یاد دارم, وزنم همیشه یکی از موضوعات قابل بحث برایم بود یکی از اولین خاطراتی که یادم می آید مربوط به ۸ یا ۹ سالگی ام می شود به دیدن عمه بزرگم رفته بودم که حدود چند سال همدیگر را ندیده بودیم

وای جنی! چه صورتِ قشنگی داری!

سپس لبخندی زد و چانه ام را بالا گرفت تا نگاه بهتری بیندازد. سپس گفت: اما بهتره مواظب وزنت باشی! داری مثل بابات چاق و چله می شی. بدون اینکه به عوض شدن چهره من توجهی کنند همگی تایید کردند. من عصبانی بودم، تحقیر شده بودم و از خودم متنفر شدم.

همینطور که بزرگتر می شدم به اینکه هر چند وقت یکبار هدف اظهار نظر های دیگران در مورد وزنم قرار بگیرم ادامه دادم. با اینکه حرف های بدی مانند چاقالو و الفاظ مشابه اذیتم می کرد اما در کمال تعجب آنها نبودند که اثر می گذاشتند. در واقع این تعارف ها و تعریف های مغرضانه بود که بد ترین ضربه را می زد. مثلا می گفتند چقدر صورتت خوب است، اما اگر ۱۰ کیلو کم می کردی بهتر بود! این نوع حرف ها واقعا حالم را بد می کرد.

حس می کردم وزنم مانند لنگری است که باعث شده نتوانم آنطور که باید زندگی کنم. در زمان دبیرستان ارزش خودم را بر اساس وزنی که کم یا اضافه کرده بودم می سنجیدم. حواسم به کوچک ترین چیزی که وارد دهانم می شد بود، به ورزش کردن حساس شدم و دائم در حال وزن کردن خودم بودم. با گذشت زمان به سال اول دانشگاه رسیدم و ۱۸ کیلوگرم کم کردم. انتظار داشتم زندگی به کلی تغییر کند و اعتماد به نفس بالایی پیدا کنم. منتظر رسیدن به چنین چیزهایی بودم اما هرگز آن اتفاق نیفتاد. البته لباس هایم بهتر اندازه ام می شد و احساس بهتری داشتم اما اعتماد به نفس نداشتم. احساس خالی بودن می کردم، این همه وزن کم کرده بودم اما چرا هنوز احساس اطمینان نداشتم؟!

در طول دانشگاه و بعد از فارغ التحصیل شدن تشخیص داده شد که از افسردگی مزمن رنج می برم و در نتیجه وزنم مانند خلق و خویم دچار نوسان شد. تمام این نوسان ها باعث می شد فکر کنم در یک ترن هوایی نشسته ام که به سرعت بالا و پایین می رود و پایانی هم ندارد. بالاخره زمانی که نامزد کردم و برای ازدواجم برنامه ریزی می کردم، شروع به تمرکز روی انتخاب های سالم کردم. گویا انگیزه ای تازه درونم به جریان افتاده بود، وزنم پایین آمد و پایین هم ماند. دو سال پیش ازدواج کردم و در پایین ترین وزن عمرم بودم. دیوانه وار عاشق بودم، می توانستم لباس هایی را بپوشم که رویای پوشیدنشان را داشتم. مردم دیگر مرا لاغر

می خواندند، به نظر فوق العاده می آید، نه؟! اما حتی زمانی که به لاغرترین حد ممکن هم رسیده بودم، وقتی به آینه نگاه می کردم خودم را شاد و راضی نمی دیدم. دختر ۸ ساله ای را با صورت زیبا می دیدم که به اندازه کافی خوب نبود. یکبار دیگر افسردگی ام خودش را نشان داد و در پی آن افزایش وزن، احساس گناه و خجالت نیز همراهیش می کرد.

امروز از زمان ازدواجم ۱۴ کیلوگرم سنگین تر هستم، اما برای اولین بار در زندگی روی التیام آنچه درونم است کار می کنم. آن زمان فکر می کردم اعداد روی ترازو و یا نظر افراد دیگر درباره ام می تواند آسیب افسردگی را از بین ببرد. برای من کاهش وزن هدیه ای نبود که به خودم بدهم، بلکه جستجویی ناامیدانه برای گرفتن تایید درونی بیرونی بود. با کمک یک مشاور و درمانگر توانستم روی جایگزین کردن صحبت های منفی با خود و افکار خطرناک، با عشق و مهربانی تمرکز کنم. همچنین یاد گرفتم فقط برای رسیدن به یک هدف مشخص روی ترازو، غذا نخورم بلکه بدن را بر اساس نیازش تغذیه کنم، طوری که حس کنم انرژی دارم. دیگر خودم را به خاطر اینکه چرا بیشتر کالری نسوزاندم سرزنش نمی کردم، همین که داشتم حرکت می کردم را قدر می دانستم.

مسیر عشق ورزیدن به خود، یکی از دشوارترین مسیرهایی است که در آن قرار گرفته ام اما مزایای چنین رویکردی تمام مشکلاتی که با آن روبرو هستم را آسان کرده است. اگر قرار است از داستان من درسی آموخته شود این است: آنچه به عنوان یک شخص هستید شما را فوق العاده می کند، اینکه چگونه آدمی هستید هیچ ارتباطی با ظاهر خارجی تان ندارد. اگر بتوانید واقعا خود را دوست بدارید، تمام درگیری هایتان رفع خواهد شد و خود به خود سالم خواهید بود.

نویسنده: جن پورسلی

سایت دکتر کرمانی



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان

مطلب آفات رژیم لاغری/چگونه اعتیاد به وزن کردن را ترک کردم؟ در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :آفات رژیم لاغری/چگونه اعتیاد به وزن کردن را ترک کردم؟
http://mofidestan.ir/%d8%a2%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%da%98%db%8c%d9%85-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1%db%8c%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d8%b2%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگینامه علامه محمد تقی جعفری

نویسنده :نویسنده
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1396-02:20 ب.ظ

[ad_1]

مفیدستان:

علامه محمد تقی جعفری در شهر تبریز به دنیا آمد. زندگینامه علامه محمد تقی جعفری سرشار از عشق به تحصیل و علم آموزی از کودکی تا زمان وفات است.

علامه محمدتقی جعفری (Mohammad-Taqi Ja’fari) از دانشمندان عصر حاضر بوده است. زندگی نامه علامه محمدتقی جعفری را در مجله اینترنتی ستاره بخوانید؛

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – ولادت

محمدتقی جعفری در سال ۱۳۰۴ شمسی در شهر تبریز به دنیا آمد. نام پدرش كریم و فردی بی سواد بود، اما صدق و صفای خاصی داشت. شغل کریم نانوایی بود و هیچ وقت بدون وضو دست به خمیر نان نمی‌زد. حافظه کریم بسیار قوی بود به طوری که سخنان واعظان شهر را با دقت و تفصیل، برای دیگران بیان می‌كرد.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – تحصیلات ابتدایی

همسر كریم باسواد بود و قرآن را به خوبی می‌خواند. او قرائت قرآن را به محمدتقی تعلیم داد. محمدتقی چنان خوب قرائت قرآن را یاد گرفته بود كه وقتی در ۶ سالگی، در سال ۱۳۱۰ برای اولین بار وارد مدرسه «اعتماد» تبریز شد، مدیر مدرسه، آقای جواد اقتصادخواه، بعد از شنیدن قرائت قرآن او لبخندی زد و گفت: بارك الله! خیلی خوب خواندی! نیازی به درس‌های كلاس اول و دوم نداری؛ از فردا وارد كلاس سوم شو!

وی در کلاس پنجم به دلیل فقر مالی ناگزیر مدرسه را رها کرد و برای امرار معاش به کار مشغول شد. پس از مدتی نیمی از روز را به کار پرداخت و نیمی دیگر را به تحصیل در مدرسه طالبیه مشغول شد.

حافظه قوی محمدتقی همگان را به شگفتی وامی‌داشت؛ به طوری كه متن كلیله و دمنه را از حفظ می‌خواند و معنای عبارات مشكل را شرح می‌داد.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – تحصیل در تهران

محمدتقی در ۱۵ سالگی و در سال ۱۳۱۹ برای ادامه تحصیل، از تبریز به تهران رفت. مدرسه فیلسوف، واقع در جوار امامزاده اسماعیل و ابتدای یكی از ورودی‌های بازار قدیمی تهران، اولین مدرسه محمدتقی در تهران بود. او در این مدرسه از استاد آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنكابنی، پدر حجت الاسلام فلسفی، «مكاسب» و «كفایه» را آموخت. او همچنین از کلاس های میرزا مهدی آشتیانی که در مدرسه مروی تشکیل می‌شد نیز بهره‌ برد.

زندگینامه علامه محمد تقی جعفری علامه جعفری

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – تحصیل در قم

بعد از مدتی، محمدتقی برای ادامه تحصیل به قم رفت و در مدرسه دارالشفاء اقامت كرد. روزی آیت الله كوه‌كمری‌ای و آیت الله شهید صدوقی به حجره او آمدند و لباس روحانیت را به او پوشانیدند.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – تحصیل در نجف

علامه جعفری بعد از یکسال و نیم اقامت در این شهر در سال ۱۳۲۷ رهسپار نجف شد و در مدرسه صدر نجف درس خارج را شروع کرد.

وی از محضر آیات عظام شیخ محمدکاظم شیرازی، سیدابوالقاسم خوئی، سید محمود شاهرودی، سید محسن طباطبائی حکیم، سیدعبدالهادی شیرازی، سیدهادی میلانی و سیدجمال گلپایگانی بهره‌های فراوان برد.

او دروس فلسفی و عرفانی را نزد شیخ صدرای قفقازی و شیخ مرتضی طالقانی فراگرفت و همزمان به مطالعه کتب علوم انسانی پرداخت و با اندیشه‌ها و معارف شرق و غرب آشنا شد.

پس از طی مراحل فوق به تدریس درس خارج و فقه و اصول به ویژه کتاب‌های مکاسب و کفایه پرداخت و قسمت‌هایی از تقریرات درسی آیت‌الله خوئی و آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی را به رشته تحریر در‌آورد.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – بازگشت به قم

پس از ۱۰ سال اقامت در نجف در سال ۱۳۳۷ عازم ایران شد و به خدمت آیت‌الله بروجردی رسید. آیت‌الله بروجردی از وی خواست در قم بماند و به تدریس ادامه دهد اما آب شور قم به مزاج علامه سازگار نبود و وی ناچار شد قم را به سوی مشهد ترک کند.

علامه محمدتقی جعفری یک ‌سال در مشهد ماند و سپس رهسپار تهران شد و در مدرسه مروی به تدریس پرداخت.

وی درخواست آیات عظام شیخ محمدتقی آملی و سید احمد خوانساری را برای عهده‌ داری مسئولیت امام‌ جماعت مسجد نپذیرفت و به کار تدریس و تحقیق و تألیف پرداخت.

بعدها با استادانی چون مرتضی مطهری، بدیع‌الزمان فروزانفر و دکتر محمدابراهیم آیتی آشنا شد و مورد توجه و عنایت آنان قرار گرفت.

زندگینامه علامه محمد تقی جعفری علامه جعفری زندگی نامه علامه محمد تقی جعفری

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – حضور در انقلاب اسلامی

به تدریج، استاد جعفری برای اقشار گوناگون مردم در دانشگاه‌ها و مساجد و… به سخنرانی پرداخت. ساواك برای كنترل این جلسات، مأمورانی را می‌فرستاد تا از آن گزارش تهیه كنند. هم اكنون بیش از ۱۸۰ سند گزارش‌های ساواك درباره علامه جعفری در دست است كه در كتاب «چراغ فروزان» منتشر شده است.

ساواك در سال ۱۳۴۴ علامه جعفری را احضار كرد و تأكید كه در درس‌های خودتان دو موضوع را رعایت كنید: «۱٫ نسبت به شاه مطلبی نگویید؛ ۲٫ نسبت به اسرائیل حمله و اعتراض نكنید».

در بهمن ۱۳۴۶، علامه جعفری برای بار دوم به ساواك احضار شد. در آبان ماه سال ۱۳۵۱ ساواك تهران به مدیر كل اداره پنجم دستور داد كه مكالمات تلفنی محمدتقی جعفری را كنترل و شنود كند.

ساواك یك بار هم در ساعت ۲ نیمه شب به منزل استاد جعفری حمله كردند و تا ساعتی كتابخانه ایشان را بازرسی كردند، اما چیزی نیافتند و دست خالی برگشتند.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – مجاهدین خلق

بر اساس اسناد ساواك، تعداد قابل توجهی از عناصر گروه به اصطلاح مجاهدین خلق ایران (منافقین) به منظور بالابردن بینش و اطلاعات فلسفی خود، در جلسات استاد جعفری شركت می‌كردند. یكی از این اسناد در تاریخ ۸/۱۲/۱۳۵۳ و سند دیگر در تاریخ ۴/۹/۱۳۵۳ تنظیم شده است و این مطلب نشان می‌دهد كه حضور آن ها قبل از تغییر ایدئولوژی سازمان بوده است؛ زیرا كودتای خونین درون سازمانی و كشتن عناصر مذهبی سازمان (مثل مجید شریف واقفی) و تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به ماركسیسم، در سال ۱۳۵۴ روی داد.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – دکتر حسابی

مدتی بعد از آن كه استاد جعفری از مشهد به تهران رفت، اطلاع یافت كه در منزل دكتر محمود حسابی (فیزیكدان) جلسات علمی برگزار می‌شود. استاد در این جلسات هفتگی، شركت می‌كرد. این جلسات ۲۴ سال (تا پایان عمر دكتر حسابی) ادامه یافت. دكتر محمود حسابی نظریه جدیدی درباره «ذرات بنیادی» داشت. در یكی از این جلسه‌ها دكتر حسابی توضیحاتی درباره نظریه خود و ملاقاتش با انیشتین داد و گفت: هر ذره‌ای ‌كه در نظر گرفته شود؛ مثل الكترون‌ها یا پروتون‌ها، دامنه موجودیتش تا كهكشان‌ها نیز كشانده شده است و برای شناسایی دقیق آن باید اجزای دیگر عالم را نیز در نظر گرفت. استاد جعفری گفت: شیخ محمود شبستری مطلبی گفته است كه شبیه به نظریه شماست:

جهان چون خط و خال و چشم و ابروست / كه هر جزئی به جای خویش نیكوست

اگر یك ذره را برگیری از جای / خلل یابد همه عالم سراپای

زندگینامه علامه محمد تقی جعفری علامه محمدتقی جعفری

استاد حسابی كه بیشتر اهل سكوت بود و بسیار كم حرف می‌زد، با وجد و هیجان بلند شد و فریاد زد: شبستر كجاست؟ شبستری كیست؟! استاد جعفری با احترام پاسخ داد: شبستر یكی از شهرهای نزدیك تبریز و شیخ محمود شبستری از عرفای بزرگ قرن هشتم است. دكتر حسابی كه شور و نشاط بیشتری یافته بود، ‌خودكاری آورد و از استاد جعفری خواست كه دوباره اشعار شبستری را بگوید تا یادداشت كند و در اولین فرصت آن را در كتاب گلشن راز بیابد. در این جلسات هفتگی، جمعی از دانشمندان از جمله دكتر ریاحی، كرمانی، دكتر فرشاد، دكتر جمارانی و دكتر كاشیگر شركت می‌كردند.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – ترجمه و تفسیر نهج البلاغه

استاد جعفری به تفسیر مثنوی پرداخت تا مقدمه‌ای باشد برای شناخت و تفسیر كلام امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه. علامه جعفری ترجمه و تفسیر نهج البلاغه را آغاز کرد و تا پایان عمر ادامه داد و ۲۷ جلد از آن را منتشر کرد. علامه جعفری با تمام صلاحیت‌هایی كه در شناخت هستی و جهان بینی‌های شرقی و غربی داشت، كوشید كلام امیرالمؤمنین (ع) را به درستی بشناسد و به بهترین شكلی بشناساند.

زندگینامه علامه محمدتقی جعفری – وفات

علامه جعفری در اواخر زندگی، دچار بیماری سرطان ریه شد. پزشكان این بیماری را در ایشان در مرداد ماه ۱۳۷۷ تشخیص دادند. فرزند علامه، دكتر غلامرضا جعفری كه در نروژ مشغول تحصیل در دوره فوق دكترا بود ‌به ایران آمد تا ایشان را برای ادامه معالجه به آن جا ببرد. استاد هنگام خداحافظی با خانواده گفت: «این سفر بدون بازگشت است. پس از مرگ من، درباره من اغراق نكنید.» و به فرزندش گفت: «جلال الدین! حال كه به عمر خود نگاه می‌كنم می‌بینم كه چقدر سریع گذشت».

استاد جعفری در بیمارستان «لیستر» شهر لندن نیز بستری شد اما سرانجام در ۲۵ آبان ۱۳۷۷ دار فانی را وداع گفت.

گردآوری: مجله اینترنتی ستاره

[ad_2]

لینک منبع

بازنشر: مفیدستان

مطلب زندگینامه علامه محمد تقی جعفری در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :زندگینامه علامه محمد تقی جعفری
http://mofidestan.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%aa%d9%82%db%8c-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1%db%8c/


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo